تبلیغات
.:پلاک گمنام:. - مادر ! مرُدم از تشنگی...
 
.:پلاک گمنام:.
بر آن آمدیم تا گامی برداریم در راه گمنامی...
چهارشنبه 17 آبان 1391
چندتا شهید تو اردوگاه بودن.(کسایی که تو اسارت شهید شده بودن).رفتیم تا بگذاریمشان یه گوشه.

زیر بغل یکی از شهدا رو گرفتم تا بلندش کنم،دیدم کف دستش این جمله رو نوشته بود:

"مادر ! مُردم از تشنگی!"



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی